گاو صندوق رها شده در بازار زرگران رشت!(بدون شرح)
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٦  

کلمات کلیدی:
سخنی با ژيلا طبسی
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٦  
(بخش گزارش ویژه - ژیلا طبسی : حالا دیگر وقتی از کنار ساختمان سفید مرکزی شهر می گذرم مثل گذشته بغضم نمی گیرد . از بلاتکلیفی اش نگران نمی شوم هر روز دلواپس گرد و غبار سال ها نشسته بر چهره ی بی کسی اش نمی شوم . به باران به خاطر ناودانهای شکسته شهر بد نمی گویم به آفتاب طعنه نمی زنم . لبریز از شوق رویش دوبار می شوم و فکر می کنم در پی آن همه بد اقبالی که طی سال ها جابجایی و انتخاب های نادرست افراد به عنوان شهردار نصیب شهر و صدمات جبران ناپذیری که بر پیکره اش وارد شد به آرامش دوباره خواهد رسید و آباد خواهد شد و آبادانی اش را در آینده ی نزدیک به جشن خواهیم نشست هر چند که باور کردن این موضوع که بالاخره پس از سال ها شهرداری کمر به آبادانی شهر بسته است و قبولاندن آن به مردم بسیار سخت و مشکل می نماید اما شاید امروز صحبت از پایان مصیبت های شهری که به قول یکی از مسئولین دوره ی دولت اصلاحات مثل مرده ای بر زمین مانده و کسی نیست که آن را از زمین بردارد زیاد دور از ذهن به نظر نمی رسد .
شاید خاکسار آمده که این مرده را از زمین بر دارد، سیاهی از تنش بشوید و سینه ریزی از ستاره و گل و نور بر گردنش بیاویزد و کوچه پس کوچه هایش را آذین ببندد و خیابان هایش را به خوبی بیاراید )
 
نه اشتباه نکنید در مورد بارسلون و پاریس و نیویورک صحبت نمیکنم در مورد همین رشت خودمان حرف میزنم !امام زمان هم ظهور نکرده ! این حرفها و تعابیر را خانم ژیلا طبسی در وصف جناب خاکسار در سایت گیلنا به کار برده است.
ژیلا طبسی!حالم را بهم زدی! چقدر قلمت را ارزان فروختی!
یعنی تو واقعا فکر میکنی خاکسار آمده تا شهر من را به خوبی و خرمی بسازد؟نمیدانم شاید تو اصلا دلت برای شهر نسوزد اما میخواهم چیزهایی را در گوشی به تو بگویم !بین خودمان باشد! میدانم که تو اصلا خبرش را نداری!و با این آدمها هم کاسه نیستی!
ژیلا جان!میدانستی همین جناب خاکسار که تو تا نزدیک خدا بلندش کردی!هنگامیکه در فومن تشریف داشت دچار تخلفات عدیده مالی شد؟و بر اثر همین تخلفات و با تمام ارادتی که به جناح راست داشت رد صلاحیت گردید؟ویکی از دلایل وزارت کشور هم در عدم تایید حکم خاکسار همین تخلفات بود؟
ژیلای عزیز! لابد میدانی که پشت سر سایت گیلنا چه کسانی ایستاده اند و به کجاها وصلند و خاکسار چه وعده هایی به آنها داده است!
دلت میخواهد آدرس شرکتی را که بنرهای شهرداری را به صورت اختصاصی!! چاپ کرده و پول مردم را به جیب میزند به تو بدهم تا ربطش را با خاکسار و گیلنا بدانی؟مثلا همین بنرهای رشت در مسیر توسعه!
خانم خبرنگار! میخواهی بگویم چه کسانی جشن نیمه شعبان را راه اندازی کردند و دلیلشان چه بود؟و البته تیرشان خیلی هم به هدف ننشست!
خانم عزیز!دلت میخواهد بگویم جناب خاکسار پروژه بیلبوردهای تبلیغاتی و نور پردازی رشت را به چه کسانی از هم پیاله های خود وعده داده است؟
آیا میخواهی از دفتر فنی شهاب و نقش حاج!!محمود محمودیان  این عضو محترم و ترک زبان شورای شهر و آقای خاکسار در پروژه های رشت برایت بگویم؟
آیا از سابقه احمد مباحی معاون مالی جناب خاکسار خبر داری؟
خانم طبسی!آیا میدانی چه کسانی به خاکسار پیشنهاد دادند تا به رنگ آمیزی وترمیم پیاده روهای مرکز شهر بپردازد تا مثلا مردم فکر کنند چه شهردار پر تلاشی دارند! بعد هم درو دیوار رشت را از تابلو هایو بنرهای تبلیغاتی پر کنند!
دیگر نمیخواهم از تلویزیون بزرگ شهرداری و محمد رضا قاسمی و اینکه با نامگذاری خیابان در حال ساخت صیقلان به تختی به نام مرحوم احسانبخش قصد داشتند دل چه کسانی را به دست بیاورند حرفی بزنم!
اما ژیلا حالم ازتو بهم میخورد! قلمت را ارزان فروختی!
      حالی درون پرده بسی فتنه میرود
                                                 تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند!
 
 

کلمات کلیدی:
چريک قديمی!!
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ،۱۳۸٦  

اول از  اینکه به دلیل مسافرت به خارج از کشور نتوانستم  به موقع این وبلاگ را به روز کنم پوزش میخواهم وبعد اصل ماجرا!....

اگر کمی شانس آورده بود اکنون به عنوان یک نماینده مجلس میتوانست در فعالیتهای انتخاباتی شرکت کند نه به عنوان رییس مستعفی آموزش و پرورش گیلان !منظورم جبار کوچکی نژاد است که در مبارزات انتخاباتی دوره قبل ودر مرحله دوم با کمی اختلاف مغلوب صادق زاده مثلا اصلاح طلب !!شد.و داغ چهار سال نمایندگی بر دلش ماند.اما بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد دری به تخته خورد و هنگام تقسیم غنائم و با حمایت باهنر ریاست آموزش وپرورش  استان گیلان را به دست آورد هرچند همان موقع هم حسن کربلایی بر سر این انتصاب گرد و خاک کرده بود.اما اشکوری توانست به هر ترتیب قائله را بخواباند.

مدتی که گذشت لباس مدیر کلی آموزش و پرورش بر قامت رعنای جبار تنگ شد.و دوباره او هوای کرسی چرب و نرم مجلس را نمود .با این تفاوت که این بار دیگر از دولت اصلاح طلب خبری نبود و رفقای شفیق ! عبای دولتیان را بر تن داشتند. اما آن چیزی که کوچکی نژاد به آن نیاندیشیده بود دوستان همفکرش بودند که آنها نیز از اتفاق هوای مجلس به سرشان زده بود.حقوق چند میلیونی ٬اتومبیل ویژه ٬ کارت سوخت و.....البته خدمت رسانی به مردم !!!!!چیزی نبود که به راحتی بتوان از آن گذشت.

اما اینبار رقیب او دولت اصلاح طلب و نامزدهای رنگارنگ دوم خردادی نبودند.بلکه اینبار حسن کربلایی ـ مرد اول عرصه انتخابات گیلان ـ و جریان رایحه خوش خدمت ٬هاجر نیک صفت تحریری و خیل نامزدهای دو آتشه اصولگرا بودند که رقیب میطلبیدند.

و وبلاگ احیاگران چه زیرکانه از او به عنوان چریک قدیمی یاد میکند. و پاشنه آشیل کوچکی نژاد را به او یاد آور میشود.و آن یاد آوری همکاری کوچکی نژاد با سازمان مجاهدین خلق در اوایل دهه ۶۰است .که شاید حتی موجب رد صلاحیت وی گردد.

حال باید ماند ودید که آیا انتصابات و پارتی بازیهای وی در دوران صدراتش بر آموزش و پرورش گیلان به داد او خواهد رسید یا نه؟بیچاره کوچکی نژاد صو معه سرایی !!!


کلمات کلیدی: