اول از اینکه به دلیل مسافرت به خارج از کشور نتوانستم به موقع این وبلاگ را به روز کنم پوزش میخواهم وبعد اصل ماجرا!....
اگر کمی شانس آورده بود اکنون به عنوان یک نماینده مجلس میتوانست در فعالیتهای انتخاباتی شرکت کند نه به عنوان رییس مستعفی آموزش و پرورش گیلان !منظورم جبار کوچکی نژاد است که در مبارزات انتخاباتی دوره قبل ودر مرحله دوم با کمی اختلاف مغلوب صادق زاده مثلا اصلاح طلب !!شد.و داغ چهار سال نمایندگی بر دلش ماند.اما بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد دری به تخته خورد و هنگام تقسیم غنائم و با حمایت باهنر ریاست آموزش وپرورش استان گیلان را به دست آورد هرچند همان موقع هم حسن کربلایی بر سر این انتصاب گرد و خاک کرده بود.اما اشکوری توانست به هر ترتیب قائله را بخواباند.
مدتی که گذشت لباس مدیر کلی آموزش و پرورش بر قامت رعنای جبار تنگ شد.و دوباره او هوای کرسی چرب و نرم مجلس را نمود .با این تفاوت که این بار دیگر از دولت اصلاح طلب خبری نبود و رفقای شفیق ! عبای دولتیان را بر تن داشتند. اما آن چیزی که کوچکی نژاد به آن نیاندیشیده بود دوستان همفکرش بودند که آنها نیز از اتفاق هوای مجلس به سرشان زده بود.حقوق چند میلیونی ٬اتومبیل ویژه ٬ کارت سوخت و.....البته خدمت رسانی به مردم !!!!!چیزی نبود که به راحتی بتوان از آن گذشت.
اما اینبار رقیب او دولت اصلاح طلب و نامزدهای رنگارنگ دوم خردادی نبودند.بلکه اینبار حسن کربلایی ـ مرد اول عرصه انتخابات گیلان ـ و جریان رایحه خوش خدمت ٬هاجر نیک صفت تحریری و خیل نامزدهای دو آتشه اصولگرا بودند که رقیب میطلبیدند.
و وبلاگ احیاگران چه زیرکانه از او به عنوان چریک قدیمی یاد میکند. و پاشنه آشیل کوچکی نژاد را به او یاد آور میشود.و آن یاد آوری همکاری کوچکی نژاد با سازمان مجاهدین خلق در اوایل دهه ۶۰است .که شاید حتی موجب رد صلاحیت وی گردد.
حال باید ماند ودید که آیا انتصابات و پارتی بازیهای وی در دوران صدراتش بر آموزش و پرورش گیلان به داد او خواهد رسید یا نه؟بیچاره کوچکی نژاد صو معه سرایی !!!